سید محمد صاحبکار خراسانی

برگزاری نشست اندیشه های راهبردی با موضوع عدالت با حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی، فرصت بی‌نظیری برای تامل صاحبننظران در موضوع «عدالت»بود. نوشته زیر نکاتی درباره شرایط «عدالت ورزی» در دهه چهارم انقلاب بیان می نماید.

۱. از مهمترین خصوصیات نیروهای جوان، آرمانگرایی و عدالت‌خواهی است. ممکن است جوان در تشخیص و روش عدالت‌خواهی اشتباه کند اما از آن دست بر نمی‌دارد و ممکن است عدالتخواهی، برخی دیگر از علائق و ارزشهای جوان را تحت الشعاع قرار دهد. تجربه دهه ۴۰ و ۵۰ شمسی نمونه‌ای از این مساله است که جوانانی معصوم، مبارزه برای اجرای عدالت در چارچوبِ خارج از اسلام را بر اسلامِ بدون مبارزه برای اجرای عدالت ترجیح دادند و انحرافات بزرگی آفریدند. انقلاب اسلامی تحت راهنمایی رهبرکبیر انقلاب، پاسخ مناسبی به عطش عدالتخواهانه جوانان آن دوران بود، اما در دهه چهارم، برای جوانِ جویایِ عدالت، باید همچنان مصادیق جدید عدالتخواهی انقلاب اسلامی را تبیین نمود. جوان اگر برای عدالت مبارزه نکند در رخوت و خمودی فرو می‌رود و کل جامعه نیز به تبع آن متوقف می‌شود.

۲. عدالتخواهی هیچگاه از حافظه ایران اسلامی پاک نمی شود و تاریخ چندصدساله کشور خصوصا از مشروطه به این سو، نشان از آن دارد. در دهه گذشته و در شرایطی که بسیاری تصور می‌کردند، عدالت از گردونه مطالبات مردم خارج شده است، رهبر انقلاب با تیزبینی خاص، پیش‌بینی دیگری از آینده داشتند و با ارائه رهنمود به جوانان و دانشجویان برای توجه ویژه به عدالتخواهی در سال ۱۳۸۱ مسیر جدیدی را پیش روی آنها گشودند، به نحوی که پس از چند سال این پیش‌بینی محقق شد و فردی که شعار عدالتخواهی را ارائه می‌نمود، مورد استقبال مردم در انتخابات قرار گرفت.

۳. عدالت، همه عدالت است و عدالت همه جانبه مد نظر انقلاب اسلامی بوده است. از عدالت اقتصادی تا عدالت فرهنگی و عدالت رسانه‌ای و عدالت سیاسی داخلی و بین‌المللی و … نمی‌توان در یکی از این حوزه‌ها هیچ نگفت اما انتظار داشت که در سایر حوزه‌ها، الگویی جامع در کشور ارائه و اجرا شود. عدالت در این شئون، باید با هم سازگار باشد و سختی کار در این است که بتوان در حوزه عدالت اقتصادی، الگویی ارائه داد که با الگوی عدالت فرهنگی سازگار باشد.

۴. ارائه این الگوها به تدریج و طی زمان شکل خواهد گرفت و بصورت خودسازمانده، سامان خواهد یافت. ارائه کامل این الگوها یک شبه امکان‌پذیر نیست، بلکه با داشتن اصول و ارزشهایی ثابت، افرادی در حوزه‌های مختلف الگوپردازی کنند و با کار مشترک بین گروهی، این الگوها را تصحیح و تکمیل نموده و با یکدیگر سازگار می‌نمایند.

۵. توزیع فرصت‌های یکسان و جلوگیری از انباشت آن نزد عده‌ای خاص، از مهمترین مبانی عدالت و عدالتخواهی است. شفافیت فضای اطلاعاتی و امکان دسترسی عمومی به همه فرصت‌ها، از جمله اصول اصلی اجرای عدالت در تمام زمینه‌ها است که استقرار دولت الکترونیک گامی در این زمینه است.

۶. در ازای ارایه فرصت برابر به همگان، ایجاد نظام پاسخگویی برای استفاده کنندگان از فرصت‌ها، تکمیل کننده اجرای عدالت است. چه بسیار استفاده کنندگان از فرصت‌ها که هیچ زمانی پاسخی به هیچ ناظری ارائه نداده‌اند و در عین عدم کفایت، از آن فرصت استفاده مدام نموده‌اند. در کشور ما توجه به برخی حوزه‌ها، با افزایش اعتبارات مالی آن حوزه همراه است (مانند فرهنگ یا علم و فناوری طی چند سال گذشته). اما افزایش توجهات و اعتبارات مالی، بدون ایجاد سازوکار‌های پاسخگویی، به انحرافات فراوانی منجر می‌شود و نقض غرض را به دنبال خواهد داشت.

۷. برخی اقدامات در کشور با پوشش شعار عدالت‌طلبی، ضربات زیادی به اجرای عدالت اصیل وارد نموده است. به عنوان مثال در ذیل شعارِ خوب توسعه همه مناطق کشور و لزوم اجرای پروژه‌های عمرانی در همه جای کشور، بدون توجه به منابع و توان کشور، طرح‌های عمرانی بسیاری کلنگ می‌خورد که چند ده هزار طرح عمرانی نیمه تمام حاصل آن است و جز به هدر دادن بیت‌المال و افزایش چند برابری قیمت تمام شده پروژه‌ها و فرصت‌سوزی نتیجه‌ای ندارد و شکاف بین مناطق کشور را گسترش می‌دهد. حال آنکه می‌توان هم پروژه‌های عمرانی فراوانی در کشور اجرا نمود و هم از حیف بیت‌المال جلوگیری کرد. یا الگوی توسعه مبتنی بر عدالت در مناطق مختلف کشور باید با توجه به خصوصیات ویژه همان منطقه طراحی شود و اجبار برای تکثیر شیوه‌های یکسان، عین بی‌عدالتی است. ممکن است ایجاد واحد پتروشیمی و فولاد در یک منطقه باعث توسعه آن شود و در منطقه دیگر باعث آغاز مشکلاتی چند ده ساله! که بعضا می‌توان به پتروشیمی های خطوط اتیلن و طرحهای فولادهای استانی کشور اشاره کرد.

۸. در عدالت فرهنگی، ارائه خدمات فرهنگی به همه اقشار و همه مناطق کشور ضروری است. حوزه علمیه به عنوان موتور محرک اصلی فرهنگی کشور، باید طرح هجرت مبلغین به همه مناطق را با شدت بیشتری دنبال کند و مهمتر از آن، حوزه‌های علمیه آن مناطق را با سرعت دو چندانی توسعه دهد.

۹. ابزار اصلی تاثیرگذاری بر جامعه در جهان امروز رسانه‌ است و کشور ما هم در سطح بین‌المللی و هم در سطح داخلی از عدالت نامتوازن رسانه‌ای رنج میبرد. شکستن هیمنه رسانه‌ای دنیای استکبار از یک سو و استقرار عدالت رسانه‌ای در سطح داخلی برای ضریب دادن و انعکاس مناسب همه اتفاقات داخلی کشور بسیار مهم است. به عنوان مثال چه بسا موضوع کم اهمیتی در صدر مسایل رسانه ملی می‌نشیند و چه بسا مسأله‌ای پر اهمیت مغفول می‌ماند. عداالت نامتوازن رسانه‌ای در داخل، کشور را آبستن بحران های اجتماعی و فرهنگی می‌کند که برخی از اتفاقات بعد از انتخابات سال ۸۸، نتیجه عملکرد ناعادلانه رسانه‌ای در کشور بود، به نحوی که برای برخی از طبقات بالای اجتماعی امر مشتبه شده بود که همه کشور مانند ما فکر می‌کنند و اصلاً سایرینی وجود ندارند و یا کسی که مدّعی وجود سایرین می‌شود، حتماً دروغ می‌گوید، چرا که در رسانه‌ های خود، اصلا اثری از آنها نیافته بود.

۱۰. در پایان متذکر می شود که عدالتخواهی در دهه چهارم انقلاب اسلامی، ارزشهای مشترکی با سالهای مبارزه یا پیروزی انقلاب اسلامی دارد، اما خصوصیاتی متمایز دارد که باید بر مبنای شرایط روز بیان شود جوان جویای عدالت را در آن مسیر به تلاش واداشت.