نرخ رشد جمعیت در ایران و غرب
جای این سئوال است که اگر ایران به خاطر کاهش جمعیت باید موردتقدیر قرار گیرد، پس چرا کشور های پیشرفته که سازمان‌ های بین المللی تحت نظارت همین کشور ها هستند، روال عکس ما را در پیش گرفته‌اند.

ما و غرب

در سال‌ های اخیر به دلیل موفقیت‌آمیز بودن سیاست‌های تنظیم خانواده در ایران و کاهش شدید نرخ باروری به طور مکرر دستگاه ذی‌ربط، از طرف سازمان‌ های بین المللی مورد تقدیر قرار گرفته‌اند و ایران به عنوان یک الگو در بحث تنظیم خانواده برای کشور های جهان سوم مطرح می شود. در آخرین مورد در خلال سمیناری که به مناسبت روز جهانی جمعیت در ۳۰ تیرماه امسال برگزار شد، از جمهوری‌اسلامی ایران به دلیل تلاش فراوان و همه‌جانبه در خصوص کنترل موالید تقدیر به عمل آمد. نرخ باروری ایران از حدود ۴/۶ فرزند در اوایل دهه ۶۰ شمسی به حدود ۸/۱ فرزند در سال های اخیر رسیده ‌است و این در حالی است که کشورهای پیشرفته دنیا در حال افزایش نرخ باروری‌شان هستند و با حمایت‌ های مالی و غیرمالی خانواده ها را تشویق به فرزندآوری‌ می کنند.
در حالی که نرخ باروری در ایران در حال کاهش است، نرخ باروری این سه کشور صنعتی یعنی انگیس، فرانسه و آمریکا در حال افزایش است. حال جای این سئوال است که اگر کاهش نرخ باروری امر پسندیده ای است و ایران به این خاطر باید موردتقدیر قرار گیرد، پس چرا کشور های پیشرفته که سازمان‌ های بین المللی تحت نظارت همین کشور ها هستند، روال عکس ما را در پیش گرفته‌اند. شاید گفته شود آن ها پیشرفته هستند و توانایی افزایش جمعیت را دارند، ولی ما هنوز پیشرفته نشده‌ایم و باید نرخ باروری را کاهش دهیم، اما قطعا این حرف اشتباه است؛ چراکه تمام کشور هایی که در حال حاضر پیشرفته هستند در زمانی که در حال رشد و صنعتی شدن بودند – در حدود ۱۰۰ سال قبل – دارای نرخ باروری و نرخ رشد جمعیت بالایی بودند؛ و به طور کلی هیچ کشوری با جمعیتی سالخورده و رو به زوال نمی تواند پیشرفت کند و ما نیز از این قاعده مستثنا نیستیم.

همزمان با صنعتی شدن کشور های توسعه‌یافته، افزایش رفاه و سلامت در این کشور ها تغییرات گسترده اجتماعی را به وجود آورد. یکی از مهمترین اتفاقاتی که در این کشور ها رخ داد که تا پیش از این در هیچ دوره ای رخ نداده بود، کاهش تمایل عمومی برای فرزندآوری بود. عوامل مختلفی دست به دست هم دادند تا نرخ باروری در این گونه کشور ها به شدت اُفت کند. در اواخر دهه ۶۰ میلادی و اوایل دهه ۷۰ میلادی بود که بسیاری از کشور های غربی و توسعه یافته از آینده جمعیتی کشورشان دچار نگرانی شدند. محققان با تحلیل‌ های علمی به این نتیجه رسیدند که در صورت عدم تغییر در روند کاهش باروری، ساختار جمعیتی این کشور ها در چند دهه آینده دچار سالخوردگی جمعیت خواهد شد. هرچند دولتمردان این کشور ها در تلاش بودند از سیاست مهاجرپذیری برای جبران نیروی کار و عواقب سالخوردگی جمعیت‌شان بهره ببرند، اما این بار از تغییر ترکیب نژادی جمعیت‌شان دچار نگرانی شدند. مجموعه این نگرانی‌ ها آن ها را به این نتیجه رساند که با اِعمال سیاست‌هایی، مردم را تشویق به افزایش تعداد فرزندان‌شان بکنند. این دولت با اتخاذ سیاست‌ های حمایت از فرزندآوری (Child benefit) در جهت افزایش باروری برآمدند، ولی با توجه به این که پایین بودن نرخ باروری در این کشور ها نهادینه شده بود افزایش آن بسیار سخت و به آهستگی صورت گرفت

سیاست توازن جمعیت

دکتر رضا مرتضایی

سیاست دولت های حاکم بر کشور در خلال پنج قرن گذشته، در تقسیمات سیاسی و اداری، همواره با ملاحظه حساسیت های مختلف و حفظ توازن جمعیتی در کشور استوار بوده است. در پی انتقاد جناب آقای دکتر احمدی‌نژاد، نسبت به سیاست کنترل جمعیتی در دولت‌ های گذشته و اعلام حمایت دولت از نوزادانی که در سال ۱۳۸۹ متولد می شوند، (کمک یک میلیون تومانی) باعث شد که طرفداران سیاست دولت‌ های قبلی و مخالفین، هر کدام با نوشتن مقالات و ایراد سخنرانی و انجام مصاحبه با رسانه ها، دیدگاه های خود را دراین زمینه به نمایش بگذارند.

در این رابطه و در بحث جمعیت‌شناسی، صاحب نظران با دو نگاه متفاوت به این بحث می پردازند:کمیت جمعیت مهمتر است یا کیفیت آن؟ طرفداران کیفیت جمعیت، کشور های پیشرفته اروپایی را مثال می زنند، برای نمونه کشوری مانند سوئد که جمعیتش کمتر از ۱۰ میلیون نفر است را با کشور بنگلادش که ۲۰ برابر سوئد جمعیت دارد مقایسه می کنند و عنوان می کنند که نمی توان کمیت جمعیت را ملاک قرار داد. در مقابل کسانی هستند که با استناد به جمعیت یک‌میلیارد و ۳۰۰ میلیونی کشور چین معتقدند که امروزه جمعیت چین، یک تهدید جدی برای دیگر قدرتهای بزرگ جهانی تلقی می شود و جایگاه چینی‌ ها را در عرصه های بین المللی و منطقه ای افزایش داده ‌است. امروز کشور چین در زمینه توسعه اقتصادی به جایگاه دوم جهان نائل آمده و پیش بینی‌ ها نشان می دهد هندوستان تا ۱۵ سال آینده به جایگاه سوم اقتصادی خواهد رسید. در این نگاه، جمعیت عامل اقتدار ملی و قدرت چانه‌زنی در عرصه های اجتماعی، اقتصادی و بین المللی است. به هرحال در هر دو دیدگاه استدلال‌ هایی موجود است که باید در جای خودش مورد ارزیابی قرار گیرد. در این جا سعی شده‌ براساس واقعیت‌ های موجود به تجزیه و تحلیل بحث سیاست کنترل جمعیتی پرداخته شود.

جمعیت مؤلفه قدرت

امروزه وقتی می خواهند قدرت یک کشور را محاسبه کنند. علاوه بر مؤلفه هایی مانند داشتن ثروت‌ های خدادادی و برخورداری از فرهنگ غنی، فن آوری های برتر و توان نیرو های مسلح، جمعیت را نیز یکی از مؤلفه های مهم قدرت در هر کشوری به حساب می آورند. بنابر این بدون شک جمعیت، یکی از مؤلفه های قدرت بوده و خواهدبود. داشتن فن آوری های برتر منافاتی با افزایش جمعیت ندارد. تشویق زاد و ولد و پذیرش تکنیسین‌ های ماهر و کارگران غیر‌بومی از سوی دولت‌ های غربی مؤید این معنی است. در کشور ما پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، به موضوع جمعیت اهمیت زیادی داده‌ شد. همین افزایش جمعیت بود که کشور توانست در زمینه های مختلف علمی، نظامی، فرهنگی و اقتصادی با اتکا به نیروی عظیم جوانانش همچون خورشیدی تابان بدرخشند. ولی پس از پایان جنگ تحمیلی مسأله سیاست کنترل زاد و ولد در اولویت برنامه دولت‌ ها قرار گرفت که نتایج آن باعث کاهش نسل جدید و تعطیلی مدارس ابتدایی و احیانا راهنمایی شد چراکه جمعیت دانش‌آموزان به حد نصاب نمی رسند. مضافا بر این که پس از چند دهه، کشور با جمعیت عظیمی از کهنسالان مواجه خواهد شود و به ناچار مجبور خواهیم شد از دیگر کشور ها مانند بسیاری از کالا های مصرفی، انسان وارد کنیم و به سرنوشت کشور های مهاجرپذیر دچار خواهیم شد. ما در امر سیاست کنترل جمعیتی چنان پیش رفته‌ایم که دشمن هم به تمجید ما می پردازد. آیا دشمن وقتی از ما تعریف می کند و می گوید ایران (که تنها کشور با یک حکومت شیعی است) در بین کشور های خاورمیانه در اجرای سیاست کنترل جمعیت موفق بوده ‌است، نباید به عنوان یک زنگ خطر آن را تلقی کنیم؟ با این شیوه هایی که دولت‌مردان ما در گذشته پیش گرفتند به نظر می رسد که در بعد اقتصادی بخش عظیمی از درآمد ها و سرمایه های کشور در سال های آینده باید به بازنشسته ها و مستمری‌بگیران تعلق یابد. در مقابل، کشور های منطقه به خصوص کشور های عربی در افزایش جمعیت خود گوی سبقت را از ما ربود‌ه‌اند. لیبی به خانواده های پر جمعیت جایزه و کمک مالی تقدیم می کند و جمعیت عربستان سعودی در خلال ۴۰ سال گذشته پنج برابر شده ‌است.

بنابراین در آینده در کنار دیگر مؤلفه های قدرت، جمعیت به عنوان فاکتوری مهم در اقتدار سیاسی و فرهنگی و اقتصادی نقش اساسی‌تری پیدا خواهد کرد.

نقش جمعیت در مناسبات منطقه ای و بین المللی

امروزه صاحب نظران چین و هند را با داشتن جمیتی بالای یک‌میلیاردکه توان چانه‌زنی در عرصه های بین المللی و مناسبات منطقه ای دارند را به‌عنوان بازیگران مهم در عرصه سیاسی و اقتصادی منطقه می دانند. نمی توان قدرت کشور هایی مانند چین و هندوستان را که هرکدام با بیش از یک‌میلیارد جمعیت از نظر اقتصادی، دنیا را در قبضه خود گرفتند نادیده گرفت. چین با آمریکا سالانه ۱۴۰۰ میلیارد دلار روابط تجاری دارد. به همین لحاظ در معادلات سیاسی و در عرصه بین المللی و منطقه‌ای، چینی‌ ها یکی از وزنه های اصلی تصمیم‌گیری هستند.

جمعیت همیشه به‌عنوان یکی از مؤثرترین اهرم‌ های مقاومت در برابر انواع تهدیدات قلمداد می شود. اگر یک مقایسه بین کشور خودمان و کویت در جنگ تحمیلی بیندازیم، خواهیم دید که در حمله عراق به کویت علی رغم حمایت همه‌جانبه کشور های غربی به خصوص آمریکا و جانبداری دولت‌ های عربی از دولت کویت، این کشور در کمتر از چند ساعت توسط نیرو های صدام سقوط کرد. این درست است که داشتن ایمان و برخورداری سلاح برتر مهم است، ولی باید نیروی انسانی کافی باشد تا از این سلاح استفاده کنند. در هشت سال دفاع مقدس برای دفاع از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، شهدای فراوانی در جبهه های حق علیه باطل جان خود را تقدیم کردند. به هرحال بخشی از جمعیت انقلابی ایران در این مرحله از دور خارج شدند.

در مثالی دیگر و در کشور لبنان، یکی از دغدغه های اصلی رهبران مسیحی اُفول جمعیت جامعه مسیحی این کشور نسبت به مسلمانان است. به همین لحاظ پاتریک نصرالله صفیر رهبر دینی مسیحیان مارونی، در دیدار هایی با رهبران و جوانان مسیحی، نگرانی مدام خود را نسبت به کاهش جمعیت مسیحیان اعلام داشته و خواستار بازگشت مسیحیان لبنانی به وطن شان و افزایش جمعیت این قشر شده ‌است، به همین دلیل در سال‌ های اخیر، نسبت مهاجرت مسیحیان لبنان در مقابل مسلمانان، به خصوص شیعیان بیشتر شده است. نصرالله صفیر، قوام و بقای مسیحیت در لبنان را منوط به افزایش جمعیت مسیحیان می داند.

تغییرات جمعیتی کشورهای خاورمیانه

خاورمیانه مرکز بحران و ثقل سیاسی است همه چشم‌ها به این منطقه دوخته است. در نیم قرن گذشته شاهدیم که تحولات بین المللی متأثر به تحولات خاورمیانه است. جمعیت اعراب در حدود ۴۰ سال قبل کمتر از ۱۰۰ میلیون نفر برآورد شده است، در حالی که امروز کشور مصر به تنهایی ۸۰ میلیون نفر جمعیت دارد. در همسایگی ما هندوستان با بیش از یک میلیارد نفر جمعیت و پاکستان با جمعیتی بیش از ۲۰۰ میلیون نفر قرار دارند. عربستان سعودی جمعیت‌اش پنج برابر شده، دقیقا در مدت زمانی که جمعیت ایران دو برابر شده است و با استمرار سیاست کنترل جمعیتی کشور، قطعا سیر نزولی نیز خواهد داشت و این در شرایطی است که کشور های عربی با تأثیرپذیری از آمریکا و اسراییل در مقابل نظام جمهوری اسلامی ایران متحد شده‌اند (معامله ۶۰ میلیارد دلاری عربستان با غرب برای خرید سلاح یک نمونه کوچک است).

نقش ابرقدرت‌ ها در کنترل جمعیت جهانی

در دهه های پیش، جمعیت مسیحیان جهان چند برابر مسلمانان بوده‌ است، ولی امروز این توازن به هم خورده ‌است. به همین لحاظ شاهد فعال شدن کلیسا در سطح وسیع چه از جهت سیاسی و چه از نظر اقتصادی و فرهنگی هستیم. جالب است که هرجا مشکل سیاسی پیش می آید، دست کلیسا دیده می شود. برای نمونه آن چه که در سودان در حال وقوع است، یکی از همین فتنه‌گری‌ ها است. آن ها در تلاش هستند این کشور مسلمان را تقسیم کنند و دولتی مسیحی را در جنوب این کشور اسلامی ایجاد کنند. این اتفاق تهدید بزرگی برای سایر کشور های منطقه و به خصوص کشور های اسلامی خواهد بود. هنگامی که سازمان‌ های غیردولتی غربی بر سیاست کنترل موالید در کشور های جهان سوم به خصوص در کشور های مسلمان از جمله خاورمیانه پافشاری می کنند، آشکارا در راستای سیاست کلی دولت‌ های غربی و کلیسا برای کاهش جمعیت مسلمانان گام برمی دارند. چراکه همین دولت‌ ها به تبلیغ و تشویق مردم کشورشان برای بچه دارشدن می پردازند.

کیفیت یا کمیت؟

همیشه این بحث مطرح بوده که جمعیت از نظر کیفی مهم است و یا کمیت مهمتر است و باید کیفیت را در نظر گرفت، یا این که کمیت را؟ به هر حال موضوع رابطه بین جمعیت و توسعه کشور از دیر باز اندیشمندان را به خود مشغول کرده‌است. آن چه مهم است باید شرایط را برای توسعه جامعه و تبدیل جامعه غیرمتخصص به متخصص فراهم کرد. امید به تحصیل دانش نیروی انسانی در خارج از کشور و بازگشت و ثمر دهی آن ها برای جامعه در آینده، بیشتر یک رؤیاپردازی است تا واقعیت.

خلاصه کلام کیفیت جمعیت با کمیت منافاتی با هم ندارد، بلکه لازم و ملزوم یکدیگرند و در آموزه های دینی و ادبیات ما نیز به این مسأله تأکید شده ‌است. مثل معروف «سیاهی لشگر نیاید به کار که یک مرد جنگی به از صد هزار» و یا توصیه پیشوایان دینی برای شکوفا شدن استعداد ها و تشویق به امر تحصیل و تأکید بر توسعه و پیشرفت جامعه و برخورداری از همه امکانات و غیره در این راستا است. منتهی این توده باید جمعیتی باشد تا از بین آنان استعدادها و یک مرد جنگی به منصه ظهور برسد. وقتی نگاهی به تاریخ نیم قرن گذشته در کشورهای اطراف و اسلامی می پردازیم. می بینیم مسأله داشتن جمعیت از نظر کمی و کیفی برای بسیاری از کشور ها در اولویت قرار داشته، مانند کشور لیبی که اشاره شد. کشور های حوز‌ه خلیج‌ فارس برای جبران کمبود جمعیت خود، ناگزیر شدند که سیاست مهاجرپذیری را پیش بگیرند که این رویه از ده ها سال پیش در این کشور ها اعمال می شود. حضور تعداد زیادی از ایرانی‌ها، پاکستانی‌ ها و دیگر ملیت‌ ها در این کشور ها مؤید این ادعاست. حتی این کشور ها به تعدادی از این افراد تابعیت اعطا کرده‌اند. کشور های غربی نیز مجبور شد‌ه‌اند برای جبران کمبود جمعیت خود به سیاست مهاجرپذیری گردن نهند. هرچند وجود این مهاجرین که اکثرا مسلمان هستند، غربی‌ ها را با مشکل مواجه ساخته، ولی برای جبران این نقیصه چاره‌ دیگری ندارند.

این مطلب را باید اضافه کرد که همه اندیشمندان و صاحب نظران در رابطه با جمعیت این را قبول دارند که اگر کشوری با رشد منفی مواجه شود، باید سیاست افزایش جمعیت را در پیش بگیرد. حال که کشور ما در آستانه رشد منفی جمعیت قرار دارد، باید هر چه زودتر به فکر چاره باشد و سیاست کنترل جمعیت در بین اقشار جامعه ترمیم شود. البته دولت‌مردان وظیفه دارند که نسبت به بالا بردن سطح آگاهی و علمی مردم و تربیت نیروی انسانی مفید، تمام تلاش خود را بکنند. بنابر این باید در یک سیاست واحد و همگانی، از مواجهه با خطرات رشد منفی جمعیت حذر شود.

جمعیت در آموزه های دینی و فرهنگی مذاهب

در اکثر خانواده های اهل سنت از نظر اعتقادی، سیاست کنترل جمعیت یک بدعت به شمار می رود و به صورت عملی به آن باور ندارند. سیاست کنترل جمعیتی به طور کلی با آموزه های دینی و فرهنگی اهل سنت سازگاری ندارد و معمولا در این رابطه با استناد به برخی از آیات قرآن کریم و روایات اسلامی، مانند آیه شریف: «و یمددکم با موال و بنین و یجعل لکم جنات… و خداوند شما را به وسیله اموال و فرزندان کمک می کند و باغ‌ ها و بستان‌ ها را در اختیار شما قرار خواهد داد (سوره نوح آیه ۱۲) و یا این روایات که به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) منسوب است: «تزوجوا فانی مکاثربکم الامم یوم القیامه… ازدواج کنید تا من به وسیله شما کثرت امتم در قیامت کنم»، سیاست کنترل جمعیت را نیرنگ استعمار برای سیطره بر کشور های اسلامی می دانند. البته برخی از صاحب نظران مسائل دینی عقیده دارند که منظور از این روایات کثرت مسلمانان صالح و شایسته است که با عمل صالح خود در آخر باعث افتخار پیامبر می شوند. این گونه باور ها و عقاید در بین خانواده های شیعه مخصوصا در سال‌ های اخیر بسیار کمرنگ‌ تر شده است که پشتوانه آن فتاوای بسیاری از علمای شیعه درخصوص حرام نبودن کنترل جمعیت است.

جمع‌بندی

همان طور که اشاره شد جمعیت یکی از مؤلفه های قدرت به حساب می آید و در عرصه های بین المللی و در برخورد با چالش‌ ها و در مقابل تهدیدات می تواند نقش مهمی ایفاء کند.

اما در مورد کشورمان این سئوال مطرح است که آیا توانستیم از همه امکانات و منابع طبیعی کشور بهره‌برداری نماییم. آیا واقعا اراضی قابل کشاورزی کشور فقط ۸ درصد است؟ آیا در دیگر کشور ها به همان مقداری که در گذشته بهره‌برداری می شد، اکتفاء شده است و یا با انجام یک سری برنامه های مطالعاتی و در اختیار گرفتن فن آوری‌ های پیشرفته به توسعه تولیدات غذایی خود پرداخته‌اند. یا با ورود کالا های مصرفی که برخی از آنان استراتژیک است، اراضی حاصل خیز را به زمین‌ های لم یزرع تبدیل کنیم.

موضوع مهم و آخر این که با گذشت زمان ممکن است توازن جمعیتی به هم بخورد و این امر ممکن است نگرانی‌ هایی را در کشور ایجاد کند. باید از هم‌اکنون از دیگر کشور ها درس بگیریم چراکه فردا دیر خواهد بود

*این پرونده حاصل تحقیقات کارشناسان شبکه تحلیلگران فناوری ایران است که در شماره ۷۳ مجله پنجره به چاپ رسیده است

منتخب درخت دانش
  • سیاست‌ صنعتی

    نقش دولت، ساختار صنعت،صنعت الكترونيك، راه آهن و ريل، خودرو و..

پربازدیدترین ها